تبلیغات
روستای کلات مالک
 
روستای کلات مالک
پنجشنبه 23 آذر 1391 :: نویسنده : علی
                                             به نام خدا
با سلام ،هدف از راه اندازی این وبلاگ معرفی روستای خودم ،یعنی روستای کلات مالک است.البته در کنار آن مطالب مرتبطی را هم در این وبلاگ می توانید مشاهده کنید..برای
   بهترشدن آن،از پیشنهادات شما عزیزان استقبال می کنم.

روستای کلات مالک، تقریبادر 70کیلو متری شهرستان قلعه گنج واقع شده است.و سرشماری سال 1385 جمعیتی بالغ بر 1100 نفر دارد، این روستا مانند سایر روستاهای اطرافش،یک روستای محروم است.  اگر  پا در این روستا بنهی،مردمانی را خواهی یافت که در سادگی وتلاش ،غیرتمندی ومهمان نوازی بی مثالند.فرهنگ وآداب ورسوم مردم روستا شباهت های زیادی به بلوچ ها دارد،هرچند که تفاوت های اندکی دارد،  مثل تفاوت در گویش اهالی روستا که خاص این منطقه است(شبیه روستا های اطراف).محصولات  کشاورزی آن شامل گندم ،کنجد،خرما،ذرت،هندوانه وگوجه فرنگی و.....می باشد.طبق شنود های من ،اهالی روستا قبل در آبادان زندگی می کرد ه اند و پس از چندی به هامون جاز موریان مهاجرت می کنندو در کنار چند طایفه دیگر ازجمله(بامری،غلام حسینی،موریان زاده و...)  در آنجا ساکن میشوند. وسپس مردم شریف روستای من ،کلات مالک را به عنوان روستای همیشگی  خود انتخاب می کنند.این یک خلاصه از زندگی آنها بود،من خودم خیلی کنجکاو بودم  که بدانم زندگی  این مردم در گذشته چگونه بوده است وبرای رسیدن به سوالات زیادی که در ذهنم وجود دارد از خودشان کمک میجویم....
نیاکان ما داستان ها وافسانه های زیادی در سینه ی خود دارند مهم این است که ما بتوانیم ازآنها درس بگیریم..
                         








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 2 شهریور 1393 :: نویسنده : علی

دستهایی که شفا می دهند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می خوانند . . .

روز پزشک مبارکباد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 مرداد 1393 :: نویسنده : علی
سلامی دوباره به گرماگرمی لوار روستام  به شما دوستان  گرامی عرض میکنم...

آنقدر مشغله هایم زیاد شده اند که وقت ندارم  مطلب جدید در وبلاگ قرار بدهم باید عذر خواهی کنم از همه افرادی که  این وبلاگ را دنبال می کردند..
تا ببینیم ادامه چه پیش می آید...از هم روستایی های عزیز خودم برای  بهتر شدن وبلاگ روستا  دعوت  به عمل می اید..




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 بهمن 1392 :: نویسنده : علی
      یادش یه خیر قدیما وقتی که دانش آموز بودیم،بهمن که میشد   
        لحظه شماری میکردیم  برا 22 ام ،برا جشن ،دوستان  گروه
         نمایش از چند روز پیش تدارک جشن را دیده بودند بعد کل روستا            
          جمع میشد جلوی مدرسه همه منتظر اینند که ببینند برنامه چطوره
          مجری(مدیر مدرسه) میرفت  بالا ،زمان برنامه ها رو اعلام میکرد.اول
          گروه سرود..بعد مقاله یا شعر.. مسابقه سیب ،ماست خوری..بعد
          نوبت به گروه نمایش انگار همه برای بک نمایش ساده آمده بودند..
           قبل از شروع همه ساکت تا ببینند بازیگره چه میگه..ناگهان سکوت
          با خند ه ی بلند جمع شکسته میشد ،سر وصدا بالا میگرفت مجری
        بالا صدا میزد ..ساکت.جشن تمام شد گروهی راضی وگروهی هم
      ناراضی بر میگشند به خونه..اسم مدرسه که یادتون نرفته مدرسه
     علامه طباطبائی کلات مالک..تازگی مدرسه را دیدی ،شنیدم انباری
    شده ،آخ چه خاطراتی بود وگذشت..خاطراتی که فعلا در انباری مدفون
   شده اند..ولی باید مدرسه می ماند... 
 
                         



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 بهمن 1392 :: نویسنده : علی
حرفی به زبانم نمی آید وکلمه ای در ذهنم قصد پرواز ندارد....هرچند دور بودم از خاطرات کهن و آن گذشته ی پاک مردان رنج دیده ی میهن خود مردانی که شادی ،شور وشرف در بین آنها موج می زد و همه وهمه یک صدا و یک دل برای عزت خود و عزت وطن خود مردانه ایستاده بودند.درود بر آنها انها ایستادند در برابر جور زمانه بی رحم و دیو  خشمناک که قصد تجاوز به افکار و عقاید  آنها را داشت،ایستاند تا آخر و دستان گره زده ی خود را نگشودند تا حلقه ی دوستی و یک رنگی از هم بپاشد ، آن حلقه و گره ها روز به به روز محکم تر شد ،چون همه از یک جنس بودندوخودشان را خالص کرده بودند ،اصلا با هم یکی شده بودند، ولی نمی دانم چه شد رفته رفته گره ها ضعیف شد و در بین آنها مردان سست فکری آمد که به ظاهر قوی بود ولی جنسش با بقیه فرق میکرد از درون ضعیف بود هر روز به آنها افزوده شد وحلقه را سست کردند که تاب مقاومت در برابر گرد بادی هم را نداشت...مواظب باشیم وظیفه ی خود را فراموش نکنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 5 دی 1392 :: نویسنده : علی

 داروگ


خشک آمد کشتگاه من

در جوار کشت همسایه.

گرچه می‌گویند: "می‌گریند روی ساحل نزدیک

سوگواران در میان سوگواران."

قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

 بر بساطی که بساطی نیست

در درون کومه‌ی تاریک من که ذره‌ای با آن نشاطی نیست

و جدار دنده‌های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می‌ترکد

- چون دل یاران که در هجران یاران-

قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

         از این شعر خیلی خوشم میاد برا همین گذاشتم.....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



هفتم ماه ذی الحجه مصادف است با سالروز شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت امام محمد باقر (( علیه السلام )) ، شهادت این بزرگوار را به تمامی ارادتمندان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گوییم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 5 مرداد 1392 :: نویسنده : علی
کعبه دل پهناورت را می شناسد
این خانه عطر مادرت را می شناسد
شق القمر یعنی تو و ابروی خونین
محراب عمق باورت را می شناسد
هرچند نیلی مانده سیلی بر تن گل
کوچه غرور همسرت را می شناسد
سنگ وکفن، تابوت و تیر، آه از دلت آه
تاریخ زخم حنجرت را می شناسد
از سنگ های نینوا خون می تراود
شش گوشه های پیکرت را می شناسد
خورشید هر مغرب طلوعی سرخ دارد
یعنی حسین بی سرت را می شناسد
در خود فرات از تشنگی لبریز مانده است
تا حسرت ِ آب آورت را می شناسد
این ابرهای تا ابد آبستن از اشک
خون گریه های دخترت را می شناسد
پرواز کن کوفه پر از چنگال گرگ است
این آسمان بال و پرت را می شناسد
خاک از قدم های تو امشب می گریزد
مسجد نماز آخرت را می شناسد
میعادگاه عاشقان دلشکسته است
چاهی که چشمان ترت را می شناسد

شاعر : مریم حقیقت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


فقر ومحرومیت در جنوب بیداد می کند.
ماجرا مربوط به زمان های دور ودراز نیست،همین 1سال پیش است.داشتم می رفتم خانه، رسیدم ایستگاه سوار ماشین شدم(عقب).5 نفر تو ماشین نشسته بودیم( به غیر از راننده) وهوا هم به شدت گرم بود ومسافران همه لب به اعتراض گشوده بودند،2 نفر جلویی که با هم دوست بودند هم با یکدیگر صحبت می کردند و گاهی حرف های بیهوده  هم می زدند ومن نیز به حرفای آنها گوش می دادم صدای یکی از آنها خیلی برام آشنا بود انگاری یه جایی این صدا رو شنیده بودم  اما کجا نمی دانم ! او جلو بود نمی شد چهر ه اش را از پشت تشخیص داد ،موهایش بزرگ بودند  و پشت موی زیبایی داشت. هرچه سعی کردم که چهره اش را ببینم  نشد در همین حین چهره اش را به عقب برگرداند آشنا بود ولی باز هم تردید داشتم  شخصی که من فکر می کردم این جوری(چهره ای سوخته  آثار خماری وجراحت های کوچک  هم نمایان )  نبود...از خودش پرسیدم تو خود...!! با حالتی عجیب خمار آلود جواب داد آره خودم هستم.گفتم به جا نمی آوری،منم علی همکلاسی دوران راهنمایی ات،گفت آهان حالا شناختم.بعدش هم  درباره ی خودم و بقیه بچه ها پرسید اینکه کجایید وچه کار می کنید من همه چیز را برایش توضیح دادم وحالا نوبت من بود،همکلاسی قدیمی تو در چه حالی وچه کار می کنی راستی کدوم دانشگاه درس می خونی؟چون تو دوران راهنمایی بچه مظلوم و درس خونی بود گفتم حتما یه دانشگاه خوب قبول شده. در جواب آهی کشید وگفت من خیلی وقته که درسو کنار گذاشتم...چرا ؟ گفت فقر و بی پولی  مرا به این روز انداخت.پدرش  فوت شده بود ومادرش هم تا جایی که یادمه مریض بود و 1خواهر هم داشت....گفتم تواین ده به این بزرگی کسی پیدا نشد  که هزار تومان پول بذاره تودستت که خرج قلم ودفترتو بدی؟گفت چرا بزرگای روستا بهم قول داده بودند که خرجی ام را می دهند به شرط اینکه دوباره از مدرسه فرار نکنم(چند باری فرار کرده بود)،به آنها گفتم قبول چند روزی رفتم مدرسه ولی بعد ازمدتی دیگرخبری از آن کمک ها نبود  و من  حتی توان خرید  1 جفت کفش(به گفته ی خودش دمپایی) هم نداشتم چه رسد بقیه مخارج،پول سرویس و...وقتی دیدم اوضاع این طور است درس را رها کردم ورفتم  بندر کارگری و فعلا آنجا مشغول کارم...       وقتی این حرف ها را زد از خودم خجالت  می کشیدم  ونمی دانم  که  آیا  این حقش بود و این بود آن آرزوهای بزرگی که در سر داشت بندر با او چه کرده بود  هم نمی دانم  فقط چیزی میشد فهمید  اینکه  بندر چهره ی معصومش را از اوگرفته بود و او را به یک فرد  قلدر شراب خوار وقمه به دست مبدل ساخته بود. ختم کلام  این چنین افرادی کم نیستند وخود هم خوب می دانیم.  یکی پول قلم،دفترشو نداره مثل...  و یکی  از مخارج دوا  و درمان بیماری پدرش بازمانده  ودیگری هم از خرج درمان بچه ی فلجش.  وشاید  دیگری خرج عروسی پسرش وجهیزیه دخترش را ندارد ..و بدتر شاید کسی هم از نان شب هم محروم است.
      فقر ومحرومیت در جنوب بیداد می کند. نمی دانم خبر ندارند یا اینکه خودشان را به بی خبری میزنند.                                                    
                                     
          
                            جنوب استان کرمان همچنان با فقر و محرومیت دست به گریبان است!
  به گزارش سایت خبری-تحلیلی هلیل،جنوب استان کرمان با بیش از 1 میلیون جمعیت وبا وجود همه تلاشهای دولت و نظام جمهوری اسلامی، شاهد فقر و محرومیت در این منطقه زرخیز و بااستعداد هستیم.http://www.halil.ir







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 تیر 1392 :: نویسنده : علی

امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند . .

                

                                                                                               

خدا وندا.. . ما را بیاموز که چگونه فضیلتِ این ماه را بشناسیم و حرمتش را بزرگ بشماریم و از آنچه مَنعمان فرموده‌ اى خوددارى کنیم، و یارى کن تا با نگه داشتن اعضا و جوارح خود از گناه و به کار گماشتن آنها در آنچه سبب خشنودى توست، روزهاى آن را روزه بداریم؛ آن سان که به سخنان بیهوده گوش نسپاریم، و چشم خود را به سوى بازیچه‌ها ندوانیم، و به حرام‌ها دست نگشاییم، و به سوى ناشایسته‌ها قدم بر نداریم، و شکم‌ها یمان جز آنچه تو حلال کرده‌اى در خود جمع نکند، و زبان‌مان جز آنچه تو فرموده‌اى، نگوید، و جز در آنچه ما را به ثواب تو نزدیک مى‌سازد، خود را به زحمت نیندازیم. و جز آن کار که ما را از عقاب تو حفظ مى‌کند به کار دیگر نپردازیم. آن گاه به لطف خود، همه‌ى این اعمال را از ریاى ریاکاران، و آوازه‌ جویى آوازه‌ جویان، بپیراى، تا کسى را در عبادت خود با تو شریک نگیریم و جز تو منظور و مرادى نجوییم.
و چون هلال این ماه ناپدید شود، گناهان ما را نیز محو نما، و چون روزهاى آن به پایان رسد، آلودگى‌هاى ما را نیز از
میان بردار، تا در حالى آن را پشت سر گذاریم که تو ما را از هر خطا پیراسته‌اى و از هر گناه پاکیزه ساخته‌ای.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                                       هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر

                                       جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

                               

پدر جان سلام...

بی ادبی ام را ببخش  دیر گاهی است که نشده بیام و عرض ارادتی در محضر شما داشته باشم .تمام سعی ام این بوده که فرزندی صالح برا ی شما باشم  و امیدوارم با خدمت به مردم  بتوانم یاد وخاطره ی شما را  زنده نگه دارم  وهمیشه از شما به نیکی یاد کنند.

دعا میکنم در این شب مبارک پروردگار جهانیان  شما را با اؤلیای خود محشور نماید. آمین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : علی
                                              در دو چشم تو خدا جا دارد / عشق با چشم تو معنا دارد
                                        مادرم چشمه ی احساس تویی / عطر خوشبوی گل یاس تویی

                        
   
            میلاد با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
                      هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : علی
چند روزی است  که شنید ه ام  کشاورزان  روستا  گرم برداشت محصولات خود می باشند . و بعد از تحمل آن همه  رنج و سختی، گنجی را برداشت خواهند کرد که مزد آن دست های پینه بسته و تن های خسته ای ست که شب و روز در پی  کسب یک لقمه حلال  و رضایت  خدایشان بوده ...امیدوارم  این گنج تمامی نداشته باشد..
 محصولات در حال برداشت:هندوانه،خربزه،گوجه،گندم وپیاز
از اقبال بد ما  اینه که در این ایام دور از روستام  و  مثل گذشته دیگرآن شیرینی هندوانه ی کلات را نخواهم چشید.شیرینی آن تقدیم به  خود کشاورزان روستا..




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : علی
الهـی
باز آمدیم با دو دست تهی چه باشد اگر مرحمی بر خستگان نهی
الهـی
گرفتار آن دردم كه تو دوای آنی و در آرزوی آن سوزم كه تو سرانجام آنی
الهـی

عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم
الهـی
بر تارك ما خاك خجالت نثار مكن و ما را به بلای خود گرفتار مكن
الهـی
چون به تو بنگریم شاهیم و تاج بر سر وچون بخود تگریم خاكیم و از خاك كمتر
الهـی
هر كس تو را شناخت هرچه غیر تو بود بینداخت

مناجات نامه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 فروردین 1392 :: نویسنده : علی

نیکی به پدر و مادر، موجب ایمنی از خشم الهی است . (حضرت زهرا -س )

     

               

فرارسیدن ایام فاطمیه و شهادت جده سادات را خدمت آقا امام زمان (عج) و همه شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 اسفند 1391 :: نویسنده : علی
 
          سعادت ، سلامتی ، سخاوت ، سربلندی ، سروری ، سرور و سادگی.
       که بهترین هفت سین زندگی است را برای شما دوستان عزیزم آرزومندم . . .



       عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق را کم داریم.
        ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم.
            اللهم عجل لولیک الفرج                 سال نو بر شما مبارک....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

-_ !News _-