تبلیغات
روستای کلات مالک - ...
 
روستای کلات مالک
پنجشنبه 17 بهمن 1392 :: نویسنده : علی
حرفی به زبانم نمی آید وکلمه ای در ذهنم قصد پرواز ندارد....هرچند دور بودم از خاطرات کهن و آن گذشته ی پاک مردان رنج دیده ی میهن خود مردانی که شادی ،شور وشرف در بین آنها موج می زد و همه وهمه یک صدا و یک دل برای عزت خود و عزت وطن خود مردانه ایستاده بودند.درود بر آنها انها ایستادند در برابر جور زمانه بی رحم و دیو  خشمناک که قصد تجاوز به افکار و عقاید  آنها را داشت،ایستاند تا آخر و دستان گره زده ی خود را نگشودند تا حلقه ی دوستی و یک رنگی از هم بپاشد ، آن حلقه و گره ها روز به به روز محکم تر شد ،چون همه از یک جنس بودندوخودشان را خالص کرده بودند ،اصلا با هم یکی شده بودند، ولی نمی دانم چه شد رفته رفته گره ها ضعیف شد و در بین آنها مردان سست فکری آمد که به ظاهر قوی بود ولی جنسش با بقیه فرق میکرد از درون ضعیف بود هر روز به آنها افزوده شد وحلقه را سست کردند که تاب مقاومت در برابر گرد بادی هم را نداشت...مواظب باشیم وظیفه ی خود را فراموش نکنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

-_ !News _-